الشيخ محمد السند ( مترجم وتقرير : كاشانى )
57
شيوه هاى نوين عزادارى بدعت يا سنت ؟
اما دلالت عقلى كه واضح است زيرا ارتباط بين آن دال و مدلول ذاتى و تكوينى است نه جعلى و شرعى . دلالت طبعى نيز بستگى به طبع مردم دارد نه جعل و وضع . در دلالت وضعى نيز دلالت مرهون وضع واضع است ، وقتى وضع صورت گرفت خود به خود براى كسى كه عالم به وضع باشد چنين دلالتى دلالت حاصل مىشود ، چه شارع امر بكند يا نه . گفتيم كه دلالت شعائر در در غالب وضعى يا مخلوطى از طبعى و وضعى است ، و گفتيم كه شخصيّت واضع دخلى در حقيقت وضع و دلالت شعيره برمدلولش ندارد . گذشته از آنكه در حقيقت وضع مبانى متعددى است ، و بر طبق هيچ يك از آن مبانى توقيفيت درحقيقت وضع دخلى ندارد . معمولا وضع از كثرت اقتران دو امر با يكديگر حاصل مىشود ، و وقتى چنين اقترانى بين آن دو امر واقع شد ، خود به خود از ديدن دال پى به مدلول برده مىشود . همانطور كه اگر چندين بار بعد از بردن لفظ آب همان مايع مخصوص را به طفل نشان دهيم او پس از شنيدن آن لفظ منتقل به حقيقت آب مىشود ، بدون آنكه از شارع و شرع و تشريع خبرى داشته باشد . بنابراين وقتى يك كار ، يا آيين ، يا لباس ، يا نماد يا عَلَم وعلامتى از هر جنس كه باشد - آهنى باشد يا چوبى يا پارچهاى يا هر چيز ديگر ، و به هر شكلى كه باشد - هرگاه براى رساندن يكى از معانى دينى وضع شد ، يعنى ذهن مخاطب را منتقل به آن معنى دينى كرد ، آن چيز علامت دين بوده وشعيره دين محسوب مىشود ، و هتك آن حرام خواهد بود .